عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

142

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

حبل الوريد . هر چيزى را از جهت نزديكى به « رگ گردن » مانند كنند و اين تركيب برگرفته از قرآن است از آيهء « وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ » « 1 » . حبر الأمّة - ربّانى الأمة . حجّام ساباط . عرب در بيكارى به حجامتگر ساباط مثل زنند و گويند : « افرغ من حجّام ساباط » همان گونه كه در گرفتارى و كار به « ذات النحيين » مثل زنند و گويند : « اشغل من ذات النّحيين » داستان وى چنان است كه او ساكن ساباط مداين بود هنگامى ، لشكرى - كه به سوى دشمن عازم بود - بر او گذشت . او تمام لشكر را - به يك دانگ ، نسيه - حجامت كرد تا چون برگردند دستمزد او را بپردازند . امّا هفته‌ها گذشت و كسى از لشكرباز نگشت . بدين جهت او هر روز مادرش را بيرون مىآورد و او را حجامت مىكرد تا مردم ببينند كه او بيكار نيست . و اين كار را چندان انجام داد كه خون مادر خشك شد و به ناگه افتاد و مرد . از آن روز باز « بيكارى حجامتگر ساباط » مثل گشت . از خوارزمى چنان شنيدم كه : اين حجّام روزى خسرو پرويز را حجامت كرد و پادشاه فرمود او را چندان مال دهند كه بىنياز گردد و از آن پس همواره بىكار و بىنياز بود بدان جهت به بيكارى او مثل زدند . ابن بّسام گفته : دار أبى جعفر مفروشة * ماشئت من بسط و اسماط و بعد ما بينك من خبزه * كبعد بلخ من سميساط مطبخه قفر و طبّاخه * افرغ من حجّام ساباط يعنى : خانهء ابو جعفر - تا بخواهى - با قاليها و فرشها - مفروش است امّا نان و نعمت وى از تو به دورى بلخ و سميساط « 2 » است آشپزخانهء او تهى از خوراك است و آشپز باشى او بيكارتر از حجّام ساباط . ابن رومى در شعر خود از

--> ( 1 ) - سورهء ق - 16 . ( 2 ) - سميساط : شهرى در كنارهء فرات از سوى بلاد روم ( معجم البلدان ) . ( م . )